عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1041

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

نيست تا به او چه رسد . خداوند عاقبت ايران را به خير كند . احتمال مىرود كه به زودى خونريزىها بشود و عاقبت [ بين ] روس و انگليس تقسيم . طهران در هشتم شعبان ، شاهزادگان و قاجاريه در تخت مرمر حاضر شده [ اند ] كه از طرف خود چهار نفر انتخاب نمايند . صدر اعظم حضور داشت . جمعى را انتخاب كردند . بعد خدمت شاه بردند كه از ميانه منتخب دارند . شاهزادگان و وزرا و نايب السلطنه و صدر اعظم نيز بودند . شاه تأكيد براى مجلس شورى كرد و گفت ترقى دولت ايران منحصر به مجلس است . يازده سال ما به غلط رفته بوديم . البته رأى شخص واحد برابرى بر آراء ندارد . از كجا حرف من صحيح و حرف ديگران ناصحيح است . به‌علاوه من آسوده خواهم بود . پس از آن گفت برويد قرعه بكشيد . رفتند . در اطاق ابيض قرعه كشيدند . يحيى ميرزا و ثقة السلطنه و اسد اللّه ميرزا از قرعه بيرون آمدند . اين دو نفر وكيل شاهزادگان مىباشند تا بعد قرعهء قاجاريه كشيده شود . از قرار معلوم مجلس شورى گفت بايد قرعه در حضور ما كشيده شود . تمام مساوى هستند . شاه در آن روز بهتر بود . او را روى صندلى نشانيده بودند . شب‌ها بيرون مىخوابد . صدر اعظم سخت گرفتار شده . آنى راحت نيست . حكم كرد كه مستوفىها ديگر از كسى براى برات برات‌نويسى و فرمان دينارى به هيچ اسم نگيرند و يك روزه قبض مردم را مهر و حاشيه كرده كه معطل مثل سابق نشوند . در عشر اول شعبان ، وزارت عدليه را خواستند به وزير مخصوص بدهند قبول نكرد . به مشير السلطنه دادند . در عشر اول شعبان اتومبيل از طهران به قزوين دائر شد . نفرى پنج تومان مىگيرند و پنج ساعته مىرود . در روز هشتم شعبان ، صدر اعظم با وزراى دربار بود . حاجى ملك التجار در آن‌جا آمد و تظلم كرد كه املاك ما را در خراسان دولت برده ، جهت ندارد . دولت خيلى بىتربيت و بلبشو است . من هم خوب است دو ذرع كرباس به سرم بپيچم و بالاى دربار بنشينم و هرچه بخواهم بگويم و بكنم . صدر اعظم متغير شد . فحش زن به او داد . بعد